أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

473

تجارب الأمم ( فارسى )

ابن على نوبختى با همه پيشينهء دوستى ، بدبين شده بود . ابن مقاتل خود نوبختى را به ابن رايق شناسانده او را به دبيرى وى رسانيده بود ، و به همين سبب كه اكنون حسين بن على نوبختى بالاتر از وى جا گرفته بود ناخرسند بود . نوبختى اكنون چرخانندهء كار كشور بود ، او آن پايگاه بلند و بزرگوارى را براى ابن رايق فراهم كرده ، و آن دارائى هنگفت را از پيمانكارى واسط و بصره براى او گرد آورده بود . ابن مقاتل به ابن رايق پيشنهاد كرد تا از ابو عبد الله بريدى كمك گيرد ، او را به دبيرى خود گمارد تا اين كشاكش از ميان برود ، و همگى يك سخن باشند ، و سپاه اهواز و سپاه او با هم شوند . او مىگفت : اى امير ! با اين كار تو شكوهى والاتر خواهى يافت ، زيرا كه بريدى امروز هم پايهء تو است ، هر گاه براى تو سر فرود آرد و پيروى كند ، فرمانبردار تو خواهد شد . شايد به تو بگويند : بريدى به سلطان و به ياقوت نيرنگ زد ، چگونه به او اطمينان مىكنى ؟ پاسخ چنين است كه شما در يك شهر نخواهيد بود ، تا او بتواند به تو نيرنگ زند ، چنان كه به ياقوت زد . تو اكنون جز با يك جنگ اگر پديد آيد و پيروزى با تو باشد ، بر او دستى ندارى و چون كار بدينجا رسيده است ، اگر پايگاه او را از اميرى به دبيرى پائين آوريم و او را وادار به پيروى كنيم و با ترفندى مردان * و سپاهيانش را از گردش فرا بكشانيم ، و او را با بجكم بفرستيم تا فارس و اصفهان را براى ما بگشايند ، بهتر از آن است كه با جلوگيرى از خواستهايش او را بترسانيم ، تا هشيارانه با سرداران گرم گيرد . افزون بر اينها ، او سى هزار دينار پيشكش براى امير فرستاده ، كه در خانهء من است ! ابن رايق گفت : من حسين بن على [ نوبختى ] را با آن همه نيكخواهى كه كرده و بركتى كه براى من دارد ، بر كنار نمىكنم ، هر چند [ بريدى ] فارس و اصفهان را گشوده به من ، نه ديگرى بسپارد . [ مقاتل ] گفت : اگر دبيرى او را نمىپسندى ، او را به كارگزارى واسط و بصره بگمار ! [ ابن رايق ] گفت : اگر ابو عبد الله حسين بن على [ نوبختى ] اين را پيشنهاد كند ، انجام خواهم داد . [ مقاتل ] گفت : اى امير ! پس اين گفتگوى ما را دربارهء دبيرى ، با وى بازگو مكن ! چون ابو عبد الله حسين بن على [ نوبختى ] بيامد و اين رأى با وى در ميان